بـــــــــارونــــی


باور نکن

 

 

خوبــم


باور کنیــد


اشکها را ریخته ام


غصه ها را خورده ام


نبودن ها را شمرده ام .


این روزها که می گذرد .


خالــی ام .


خالــی ام از خشم ،


دلتنگــی ،


نفرت ،


و حتی از عشق ،


خالــی ام از احساس !


خوبــم ،

 

 


اما تــو باور نکن...!

 

 

 


برچسب:, |

 

بانوی من ...

 

 

این روز‌ها گویا خسته ای


موهای سیاهت را کوتاه کرده ای


نمی‌ خندی


شعر نمی‌‌گویی


مرا به نام نمی‌خوانی


بهانه میگیری


آغوشم را نمی‌خواهی


صدایت میزنم


جز سکوت


کلامی‌ برایم نداری


با این حال هنوز بانوی منی


بانوی من


که موهای سیاهش را کوتاه کرده


نمیخندد


شعر نمی‌‌گوید


بهانه می‌‌گیرد


سکوت کرده


مرا


و نامم را


و آغوشم را


نمی‌ خواهد


بانوی من


که این روز‌ها فقط کمی‌ خسته است...

 

 

 

 

نیکی فیروزکوهی

 

 


برچسب:, |

 

رویا

 

 

در باور آمدنت


در جاده های خیال


به هر ســو میــدَوَم و تــو را


از هر عابر و رهــگذری


می پـــرسم :


او را نــدیدید ؟؟


همه میگویند :


"
او" دیــگر کیست ؟؟؟


میگویم :


اویــی که شبــیــه هیــچـکــس نیست


میگویند : دیــوانه


و میروند . . .


.
.
.


مـیـبـیـنی ؟


برای خود ، اسم و رسمی برپا کرده ام !

 



  "
دیـــوانــه"...

 

 

 

 


برچسب:, |

 

...

 

 

 

باورت بشود یا نه


روزی میرسد كه دلت برای هیچ كس به اندازه من تنگ نخواهد شد!


برای نگاه كردنم...


اذیت كردنم...


خندیدنم...


برای تمامی لحظاتی كه با هم داشتیم!


روزی خواهد رسید


كه در حسرت تكرار دوباره من خواهی بود...


میدانم آن روز دیگر نیستم!!


و هیچ كس تكرارِ من نخواهد شد...

 

 

 


برچسب:, |

 

دلتنگ


 

به نام خدای خوبی ها ...


دلتنگی چیز جالــبــیــه

اصلا نمیدونم چرا دلتنگم

دلتنگ کی ؟ دلتنگ چی ؟

اما همیشه دلتنگم ...

 

دلتنگ اون روزای مدرسه که با رفقا بچگی میکردیم

دلتنگ اون روزایی که با خانواده دور هم جمع میشدیم و خوش بودیم

دلتنگ حتی اون روزای سختی که گذشت

دلتنگ کسایی که وقتی بودن همش سرشون غر میزدیم اما الان که نیستن ...

یادمه وقتی میرفتیم دهاتمون تابستونا مادربزرگم میگفت برو اینکارو کن اون کارو کن

چقد غر میزدم . اما الان دوست دارم نصف عمرم بگذره اما یبار دیگه بهم بگه برو فلان کارو کن

دلم تنگه واسه اون وقتی که میرفتیم میومد جلو در خونه انقد بوسم میکرد که سر و صورتم خیس میشد

اما الان که میریم ...

 

حتی دلم برا خدا هم تنگ شده

واسه خدا هم دلم تنگ شده چون کم پیش میاد یادش باشم

 

 

نمیدونم ، فقط دلم میخواد بنویسم

دنبال یه بهونه م که تا میتونم بنویسم

انقد بنویسم که خالیه خالی شم

اما واسه کی ؟

اونقدی هم سواد نوشتن ندارم که ...

 

" دلم تا لب پــــُــره حرفــــه

برای در ، واســه دیوار ... "

 

 

 داداشم میگفت ما چند ماه بود که هیچ مشکلی نداشتیم تو خونه

همه چی آروم و خوب بود

میگه میدونست یه اتفاقی قراره بیوفته

یاد یه دیالوگ تو فیلم " زیر تیغ " افتادم که میگفت :

" غم و شادی همخونه هستن

وقتی شادی ، آروم بخند و شادی کن تا غم بیدار نشه ... "

شاید ما آروم نخندیدیم که اینجوری شد


نمیدونم ، شاید این غم لازم بود

شاید که نه

حتما لازم بود این غم

تا خیلی چیزا رو بهتر بفهمیم

زندگی بدون غم معنی نداره

نمیشه همه همیشه زنده باشن

اما ...

بعد رفتن ، آدم ، عجیب دلتنگ میشه ...


دلتنگی ، دلتنگی ، دلتنگی ...


خدایا شکرت

همین ...


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

میشه چشماتو به من قرض بدی ؟ / جای هر دومون میخوام گریه کنم

داره دلــتــنــگی کــلافه م میــکنه / مــث آسمون میخوام گـریه کنم ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

تــوو دلــم نــقــــل یه حرفایی هست / که بــــگم مـــیری ، نگم مـــیمیرم

بــعــضـیا بــدجوری عـــاشق مــیــشن / عشق یعنی تو بمون ، من میرم


تو کــــه مــیری نـفــسم مـــــیگیره / همه ی خستــگــیــات یکجا چند ؟

تو بــخندی همه چی حل میشه / تو بخندی همه چی خــــوبه ، بخند ...


همه چی خوبه ، فقط دلـــتـــنــــگم / آخه هـیـــچی مث دلتنگی نیست

دو تا دریاچه تـوو چــشـمــــاتــه ولی / هیچ دریاچه ای این رنگی نیست


هـــنــــوزم دور خـــــودم مــــیـچــــرخـم / منو این عقربه ها همـدردیم

ســــاعــتـــا از ســـر هم رد مـیـشــــن / ما فقط میریم و بر مــیــگردیم


تــو کـــه رفتی و رسـیدی بــه بــهــار / هنوز اینجا سر کوه ها بـــرفــه

آخــــرش عشق تو ویـــرونـــم کرد / مـرد ویرون بشه خیلی حرفـه ...


 


برچسب:, |

 

جمعه

 

 

 

 

 

 دیــگر شــده ام دچار وســــواس ، بیا

 

  بد جور به عصر جمعه حــــساس ، بیا

 

  گـــفـتی به عموی خـــود ارادت داری

 

ایــنــبار قسم به دسـت عباس ، بیا ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تو رو تــوو گریـــه هام حس کرده بودم / سر سجاده های بی قراری

با این چشمای خواب آلوده و خیس / ببین سخته چقد چشم انتظاری


خدا میدونه که تا کــِـی قراره / مث خورشید پشت ابر باشی

تا کی باید دلیل خستگیــمون / واسه این انتظار و صبر باشی


با دستایی که رو به آسمونه / یه عمره که فرج خوندیم ، برگرد

تموم جمعه ها رو بغض کردیم / یه عمره منتظر موندیم ، برگرد


همه وقتایی و که خواب بودم / شاید از چشم تو افتاده باشم

تو برگرد قول میدم جمعه ی بعد / واسه اومدنت آماده باشم


چه کاری بر میاد از دست دنیا / جز اینکه واسه تو دیوونه باشه

آخه مهمونی که انقد عزیزه / خودش میتونه صاحب خونه باشه


یا مهدی ...

 


برچسب:, |

 

عید لعنتی ...


به نام خدای خوبی ها ...


سال 92

آغاز سال 92 ...

سال نو شده و مثل همیشه حال و احوال ما همونه

سال نو شد ولی تو خونه ی ما عزا هست ...

سال نو شد ولی دیگه مادربزرگم پیش ما نیست که عید و تبریک بگه بهمون

 اول فروردین سال 1392

از این به بعد هر سال تو این تاریخ ما عزاداریم ...

پارسال شب اول عید یکی از فامیلای دورمون فوت کرد 

مامانم انقد غصه خورد واسه خانوادش که ...

خودش میگه دیگه هیچوقت غصه ی اونا رو نمیخوره

 

این سومین عیدی بود که ما عزادار بودیم

و این داستان ادامه خواهد داشت ...

 

 

همه میرن مسافرت و شادن

ما ...

 ما هم مسافرت رفتیم ، اما واسه مراسم ختم ...

 

بعد از چند ماه که بیمارستان بود ...

خودش راحت شد ولی اونایی که موندن اینجا ...

 

 

راستش دلم یه مهمونیه خیلی خوب میخواد

همه بگن و بخندن و باز مث قدیم با فک و فامیل شوخی کنیم ...

میدونم نمیشه دیگه ، حداقل به این زودیا نمیشه ...


این هم از عید 92 ما

خداروشکر میکنم دیگه زنگ انشاء نداریم که موضوع انشاء این باشه :

" عید خود را چجوری گذروندید ... "


به هر حال اتفاقی بود که افتاد

و به قول اونایی که میومدن تو مراسم میگفتن :

قسمت این بوده دیگه و با تقدیر نمیشه جنگید...


درد خیلی بزرگی هست اما  اینجور مواقع اگه یکم به زینب (س) فکر کنیم

خیلی آروم میشیم .... من که خودم رو اینجوری آروم کردم

خیلی آروم ، خیلی خیلی آروم شدم با فکر کردن بهش ...


در آخر هم

خدارو شکر به خاطر داده و نداده ش ...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


بـهارش اینجوری باشه ، نـــه ...

امــســـــال ، ســـال من نیست


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

روز و شبامـــــو بی تو گـــُم کردم ، گیجم توو این دنیای وارونه

تقویم میگه عیده اما من ، هفت سین نمیــچـینم توو این خونـه


هر جا که مــیــرم آدما شادن ، انگار دنیاشون شبــیــهــم نـیست

من عاشقت بودم به حد مرگ ، جـُرم تو که کـُشتی منو کم نیست


وقتی تــــو باشی هر شــــبــــم عیده ، از عید بــیـــزارم بدون تو

من پای این آیــیــنــه توو این خونه ، هفت سین نمـیچینم بدون تو


از آخـــرین بــاری کـــه خــندیدم ، لبخندی حتی دیگه یادم نیست

تـــو مثل من باور نـــکردی کـــه ، حوا نباشه آدم ، آدم نـــــیست


شــــاید تــو حــالت خوبه اما من ، افـسرده ام بی هیچ همدردی

با اینکه مـیـخوابم به زور قـــرص ، حالم عوض میشه تو بـرگردی


وقـتــی تـــو باشی هر شـبم عیده

از " عـــیـد " بــیــزارم بدون تـــو ...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 


برچسب:, |

 

عید ...

 

تنها زمان سال که هم خوبه حالت / هم با خودت درگیر حس دردی عیده

کاری ندارم عید برمیگردی یا نه / تــو هر زمـــــان سال که برگردی عیـده


هفت سین امسالـو کنار آیـیـنه چیدم / تا لحظه لحظه جای خالـیتو ببینم

تقویم امسالم تموم شد بــسه برگرد / تنها محاله پای این سفره بشینم


حوای خوبم چیدن یک سیب که هیچ / من پشت رَدِت توو دل آتیش میرم

حس میکنم آدم به دنیا اومدم تا / این سـیـبـو از دســتای تو عیدی بگیرم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سال 91 هم گذشت و تموم شد با تموم بدی و خوبی هاشــ..

واسه من حداقل سال خیلی خیلی خیلی معمولی ای بود

میتونست خیلی بهتر باشه سال 91 که نشد

و فقط هم خودم مقصرش هستمــ...


به هر حال :

یازده ماه گذشت ...

بعضیا دلشون شکست

بعضیا دل شکوندن

خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنها

خیلیا از بینمون رفتن

خیلیا بینمون اومدن

گریه کردیم و خندیدیم

زمین خوردیم و شکستیم

بلند شدیم و پیروز شدیم

زندگی بر خلاف آرزوهایمان گذشت

تقریبا چند روز مونده

چند روز از همه ی اون خاطره ها


شاید خیلی حسرت داشت سال 91 واسه خیلیا

اما گذشت هر چی که بود...

اگه اتفاق خاصی نیوفته این آخرین پست سال 91 هست تو این وبلاگه خلوت...

میدونم خیلی زوده اما...

امیدوارم روزهای پر از شادی و نشاط و البته سلامتی داشته باشید

در کنار خانواده در سال جدید...


یکم تلاش کنیم

و توکل کنیم به خدای بزرگ

شک نکنید

درست میشه همه چی ...

 

 

در آخر هم مث بقیه پست های قبلی :


خدا ، شکرتـــــ...

به خاطر داده و ندادت شکر...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تـو نزدیکی که مـاهـیـا ، به سمت خونه برگـشـتـن

بـه عـشـقـت راه دریــا رو ، بازم وارونه بـرگـشـتـن


تـوو این دنیا یه آدم هست ، که دنیاشو تو مـیـبـیـنه

کسی که پای هفت سینـه ، یه عمره سیب میچینه


کـــنــار سـبـزه و سـکــه ، کـنــار آب و آیـــیـــنـــــه

تموم لحظه های شب ، سکوتت هفـتمین سـیــنــه


تو هم درگیر تـشـویـشـی ، مـث حالی که من دارم

بـــرای دیـــدنــت امشب ، تــموم ســال بــیــدارم ...


هـــوای خــونه بـــرگـشـتــه ، تـــموم جـاده بارونه

یــه حـسـی تــو دلم میگه ، تو نزدیکی به این خونه

 

 


برچسب:, |

 

زندگیــ...

 

تو شاد باش


فقط همینـــ...


تو که شاد باشی واسه من بسه


با هر کسی هستی و هر جا که هستی و میری

 

فقط سعی کن خوش بگذره بهت و شاد باشی


نه ... انقدرا هم که فکر میکنی بزرگ نیستم و ادم خوبی نیستم که این دعا رو میکنم واست


نه...


 خودم دیگه خسته شدم از همه


حداقل نمیخوام تو مثل من شی


که از زندگی خسته شیـــ...


زندگی ، مبارکت باشه...

 

اما اشتباهای گذشته رو خواهش میکنم تکرار نکن


همینـــــــ...


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تــقـــاص چـی رو مــیـگـیـری ، که تا اینجا کــشــوندیم

کـــجـای راهـــو کــج رفـتـیم ، کـــه تـا اینجا رســوندیم


اگـــه مــن جای تــو بودم ، مـیــون ایـــن هــــمـه دردم

یــــه روز از چــشــم ایـــن مردم ، تورو پنهوون نمیکردم


تـــو رفـتی بعد تو حالم ، یــه حالی مــثـل مــُـردن بـــود

تــو هم تنها شــدی امــا ، کــجا حالت مـثل مــن بــود ؟


اگــه دلــگـیـری از دنــیـا ، مــنم مـثــــل تـو آشــفـتــه م

ولـــی من جای تو بودم ، به مـــردم راست مـیـگـفــــتـم


یه دردی سوخت تو سینه م ، که تو از خاطره م بــــردی

من اون زخمی رو خوردم که ، تو از حس کردنش مـُـردی


تـقــاص دل کــُـشـــی هــای یـه آدم توو همین دنیاســت

بــذار مـــارو بسـوزونـن جـهـنـم تـوو هـمـیـن دنـیاســــت

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 


برچسب:, |

 

دلواپســ...

 

چه روزای باحالیه

چقد تکراری هستن این روزا و آروم و البته خسته کننده

نه کسی میاد ، نه کسی میره ، نه ...

تا کی باید اینجوری بگذره روز و شبا ، خدا میدونه

انقد آروم هست این روزا که آدم دلواپس میشه

دلواپس زندگیش ، اطرافیانش ، آینده و ...

همیشه یه ترسی هست وقتی همه چی آرومه

اما با همه ی این حرفا :

خدایا شکرتـــ...

خیلیا همین آرامش رو هم ندارن

درسته خیلی شاید راضی کننده نباشه اما شکرت

همین که در کنار خانواده م نفس میکشم صحیح و سلامت

خودش دنیاییــــه...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــ

 

نتونستم که بفهمم واسه چی دلواپسی

تو خیال نکن که جای تورو میگیره کسی

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

 

مــن عــادتم شــده ، تـــنها بــدون تو

هر روز راه بـرم ، تـــــوو این پیاده رو


من عادتم شــده ، چیزی نــخـوام ازت

فــکر منــو نکن ، خوبـم گــُـلم ، فقط...


دلـواپـس تـوام ، کـه ساده مـیـشکنی

کــوه غــمــی ولـی ، حـرفی نـمیزنی


میترسم از پــَـســِـ ، دَردات بـَـر نـیایی

من عــادتم شــده ، چـیزی ازم نخوای


دردا و خـسـتـگی ، مـال خودت شـده

چـــیزی نـمـیـگی و ، اصرار بی خوده


اصــــــــرار مــیکـنم ، انـکار مـیـکـنـی

حــرفــای قــبـلـتـو ، تـکـرار مـیـکـنـی


این که تو میگی من ، تنها کــَـس توام

دنــیایــیــه ولی . . .  دلــواپــس تــوام

 

ــــــــــــــــــــــــــــ

 

 


برچسب:, |

 

سکوت...

 

 

آنــهایی کــه بـه جـــای فریاد زدن ، سکوت میکنند

یــک روز بـه جـای آنـکـه صـبـر کـنـنـد

در را باز میکنند و میروند ...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــ

 

 


برچسب:, |

 

کــــــــــاش...

 

 

کAش مiشد دنyا رو کنtرل کرد ...

چی میشد اگه همه چی دست خود آدم بود اخه

 

چرا با یه سری ادم جدید اشنا میشه ادم ؛ تا میاد بهشون وابسته شه ، دل ببنده

باید ازشون جدا شه ...

یه آدم جدید میاد توو زندگیت میگی نه دیگه ، این با همه فرق داره ، این دیگه موندنی هست

اما اونم آخرش میره پی زندگیش

نمیدونم شاید من توقعم زیاده هر کی مشکلات خودش رو داره اما پس مشکلات ما چی ؟

 

چرا همه چی بهم ریخته میشه اخه یهو ؟ :))

درست لحظه ای که فکر میکنی همه چی خوبه بدترین اتفاق ممکن میوفته

همه از هم جدا میشن و میرن پی زندگیشون

یاد یه جمله افتادم پشت اتوبوس نوشته بود :

دوستی یک اتفاق هست اما جدایی یک قانون :))


چرا همیشه باید وقتی شادیم ترس از دست دادنش رو داشته باشیم و اون لحظه های شاد کوفتمون شه ؟

کاش این دوربین لعنتی هم اختراع نشده بود تا

عکسی هم وجود نداشت که ما با اون عکسا ... :))


کــآش ، کــآش ، کــآشــ...

کل زندگیمون تو حسرت و با این کآشــــــــــها گذشتـــ..


کــــــــاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری ... :))

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی میترسم ، کمکم کن خدا

دیگه بدجوری میترسم از دنیات

از جدایی

از دوست داشتن آدما هم میترسم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


یـــا عشق با من خـوب نیست ، یا سـهم من تــــنهایـیــــه

اول ارتـــبــاطــی ام ، کـــــه آخـــرش جـــــدایــــــــــــیــــه

:))

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

قـــصـه ی دل کندن من از عبور یه غریبه

ســـــرنوشت روزگار سوت و کور یه غریبه


قصه ی بودن و رفتن تا ابد همسفرم شد

وقتـی که آیینه پــُـر شد از حضور یه غریبه


مــیـــــگـــــذرم از شـــــــــب و بــاور میکنم

کـــه تـمـوم قــصه ها پــــــــــــــُـر از غـمـه


بـــاز دوبـــــاره جــــای زخـــم بی کــــسی

روی قـــــــلبــم چــشم بـــه راه مرهــمــه


مــیــگذرم از تــو کـــه اون غــــــریــــــبه ای

اون کـــه تــنــهایــیــمــو زیر پــــــا گـــذاشت


آیـــیـــنه ی قــــدیـمـیـمــو شکست و رفت

تـــــا ابــــد دل مـنـو تـــنـــها گـــــذاشت ...


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 



 


برچسب:, |

 

فرهاد...

دلم برای فرهاد میسوزد که تلخ ترین خاطره اش ، شیرین است . . .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

باختم ، آخر بازی همگی دست زدند ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت ...

 

 

 

 

 


برچسب:, |

 

برو بپرسـ..

 

برو بپرس چی سر من اومده

بپرس چقد این روزا حالم بـده


بپرس بهت میگن چقد داغونم

اینجا همه دارن میگن دیوونه م


بــرو بــپرس بــهت میگن دیوونه ست

بهت میگن همیشه کــُــنج خونه ست


بپرس منو چی به جنون کشونده

بـــپرس چـرا چیزی ازم نمونده ؟


کسی خبر نداره از قصه مون

چقد بهت با گریه گفتم بمونـــ...


من همـه چیمو باختم و تو بردی

برو بپرس چی سر من آوردی ...

 


برچسب:, |

 

حافظه ی ضعیف ...

 

خوب به خودت نگاه کن ، ببین چی داری از من

جــز اینکه صــد تا دنــیا ، فاصــله داری از مــن


فاصـــــلمون یـــه دنیاست ، پـــــس انتها نداره

مــا مال هــم نمــیشیم ، تــو روز و مـن ستاره


نــه قـلب تو بــَـنــدِ منه ، نـه فـکرمی همــیشـــه

بــیـا بـه هم دروغ نـگـیـم ، ایـنـجوری حل نمیشه


نه یاد مــن مونـده نه تـو ، کـه قلب کی نـحـیـفـه

مـسـلمـا بیـشتر از ایـن ، حافـظـمـون ضــعیـفـه


مــهم نـبـود از اول ، کــه آخـرش چـی میـشـه

نـگــفــتــه ها زیــــاده ، امـــا ایـن آخـریشهـ....


هــر کی بــخـواد مـیـتـونـه ، تـوو قلب تو بشینه

خــوب بـه خــودت نـگـاه کن ، فرق منـو تو اینه ...


 


برچسب:, |

 

دلـــ...

 

سلام دل بدبختم :)))

شنیدم باز همه چی افتاده گردن تو آره ؟ =))

 

عیبی ندارهــــ...

باز بذار همه چی همون توو بمونه ...

خدارو که از دست ندادیم هنوز ما ، درسته ؟

آره خدا ...

 خدا ، چه حرف آرام بخشیــــ...

که فقط اینجور مواقع یادش میوفتیم

 

من اگه چیزی نبودم واسش حداقل تجربه ی خوبی بودم

که بدونه یه حیوون بودم و به یه حیوون نباید اعتماد کرد...

میدونستم یه روز اینجوری میشه

و

این حرفا رو میشنوم

اما...

بمانــــــد... :))

 

آهان اینم بگم که

چوب این کارمو خواهم خورد... :))

 

خاطره شد ، به همین راحتیــــ...

خاطره ها عزیزن ، حتی خاطره های بد ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

باید زندگی کرد ، همچنانـــــــ...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دنیای ما اندازه ی هم نیست ، من عاشق بارون و گیتارم

من روزهــا تـــا ظهر میخوابم ، من هر شبو تا صبح بیدارم


دنیای ما اندازه ی هم نیست ، من خیلی وقتـا ساکتم ، سردم

وقتی که میرم تو خودم شــاید ، پایـیــز ســال بعـــد بــرگردم ...


دنیای ما اندازه ی هم نیست ، مـیـبـوســَـمـــِــت امـا نمیمونم

تـــو دائـــم از آینده میــپـــرسی ، مــن حال فـردامـم نمیدونم ...


توو فکر یه آغوش محکم باشــ... ، آغوش این دیوونه محکم نیست

صــدبار گفــتــم بــاز یـادت رفـت ، دنیای ما اندازه ی هم نیستــــ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

همینــــــ....


برچسب:, |

 

یه وقتایی ...

 

 

شــاید اگــر دائم بودی کنــارم / یه روز مـیدیــدم که دوســِــت ندارم

میـــخوام برم که تا ابد بمونم / سخـــته برای هر دومــون میـــدونم

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی / قلــب من اونجاست تو تنها نیـستی

خودم میــرم عکسم ولی توو قابه / میشـــنوه حرفو ولی بی جــوابه

رفتـــن من شـــاید یه امــتحانه / واسه شنــاخت تو ، توو این زمـــونه

غـــصه نخــور زنـــدگی رنـگارنـگـه / یـه وقـتایی دور شــدنم قشــنگه

مـراقبه گــُـلدون اطـلسی بــاش /یـه وقـتــایی منتــظر کــسی بــاش

کســی که چشـماش یکـمی روشـنـه / شـاید یـه قـدری هم شبیه منه


برچسب:, |

 

همدم ...

 

 

کنـــارم هستی و اما ، دلــم تــــنــگ مــیشه هــر لحظه

خودت میدونی عادت نیست ، فقط دوست داشتنه محظه


کنارم هستی و بازم ، بهونه هامــو میگیرم

میگم وای چقد سرده ، میام دستاتو میگیرم


یه وقت تنها نری جایی ، که از تنهایی میـــمیرم

از اینـــجا تا دَم دَر هم ، بری ، دلـــشوره میگیرم


فقط توو فکر این عشقم ، توو فکر بودن با هم

محاله پیش من باشی ، برم سرگرم کاری شم


میـــدونم کـه یــه وقــتایی ، دلت مـــیگـــیره از کــارم

روزایی که حواسم نیست ، بگم خیلی دوســِـت دارم


تو هــم مثل منی انـــگار ، از این دلتـــنگــیا داری

تو هم از بس منو میخوای ، یه جورایی خود آزاری


کنارم هستی و انگار ، همین نزدیکیاســـت دریا

مگه موهاتو وا کردی ، که موجش اومده اینجا ؟


قــشـنگه رد پای عشق ، بیـــا بی چتر زیــر برف

اگه حال منو داری ، میفهمی یعنی چی این حرف ...

 


برچسب:, |

 

هدف ...

 

روی هر قله ای باشی ، برای من هدف میشی

بـــگردی کل دنیارو ، بـــازم با من طــرف میشی


بیـــــا از فاصله با من ، کــمی عقب نشینی کن

مـــن و تو در کنار هم ، همینو پیش بیـــنی کــن


تمــام قــــلبم و یکجا ، دارم ســـمته تــــو میــارم

واســــه روز مبادا هم ، چیزی بــــــــاقی نمیذارم


همیــــشه بـــودن بــا تــــو ، دلیل الـــــتماسم بود

اگه راهـــو نمیدیدم ، به تو ، حتـما حـــواسم بــــود


روزایــــی که نبودی من ، همش از حال میــــرفتم

پـــریـــدن سخــت بود وقتی ، که با یک بــال میرفتم


شـــکنجه دیــــدم از دوریت ، که گـــریه اعترافم شد

همین دنبـــال تو گـــشتن ، یه جـــورایی طوافــم شد


تو رو ساحل نشــســتی که ، دلــــم میخواد دریا شم

مــثِ یه مـــوج به آرومی ، به احـــترام تـــو پـــاشــَـم


چـــه حالی داره این لحظه ، کـــه بـــارون داره میـباره

فقط یــک رعد و برق از مــا ، میـــتونه عـــکس بــرداره


برچسب:, |

 

مسافر ...

 

امشب دلم پــــُــره ، امشب مسافری

فرصت نشد بگم ، چی میکــِــشم بری


چـشمـــــم به رفتنه ، دلگیرم از خودم

فرصت نشد بگم ، من عــــاشقت شدم


من عاشقت شدم ، ما مـیرسیم بـــِـهم

کاش مونده بودی و ، میشد بهــــت بگم


میـــترسم از همه ، از این شبای سرد

تو فـــکر رفــتــنی ، کــاری نمیشه کرد


میــخواستم بهت بگم ، فکر کسی نباش

میخواستم بهــت بگم ، اما دلم نذاشت ...


 


برچسب:, |

 


جهنم چیست ؟ جهنم یعنی خود ، جـــهنم تنهایی است ، و دیگران چـــیـــزی جز سایه هائی بیش نیستند . چیزی برای گریختن وجود ندارد . هیچ چیزی برای گریختن . ما همیشه تنهائیم ...

 

 

یک گاو

 

فروردين 1400
اسفند 1399
بهمن 1399
دی 1399
آذر 1399
آبان 1399
مهر 1399
شهريور 1399
مرداد 1399
تير 1399
خرداد 1399
فروردين 1399
اسفند 1398
بهمن 1398
دی 1398
آذر 1398
شهريور 1398
تير 1398
خرداد 1398
فروردين 1398
اسفند 1397
بهمن 1397
دی 1397
آذر 1397
تير 1397
خرداد 1396
اسفند 1395
تير 1395
خرداد 1395
اسفند 1394
مهر 1394
شهريور 1394
مرداد 1394
تير 1394
خرداد 1394
ارديبهشت 1394
فروردين 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهريور 1393
مرداد 1393
تير 1393
خرداد 1393
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهريور 1392
مرداد 1392
تير 1392
ارديبهشت 1392
فروردين 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
فروردين 1391
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهريور 1390
خرداد 1390
بهمن 1389

 

تنها
تکیه گاه
پیله
غم
تو
دعوت
خواب
گوه
.
مغازه
غم
تنها در جمع
دعا کن
۲۷ سالگی
تو تیغ باش
گناهکاری
هنوزم
شد
قلب پرنده
.

 


کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه

 

کیت اگزوز ریموت دار برقی
ارسال هوایی بار از چین
خرید از علی اکسپرس
مستر قلیون

 

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

 

لبابلابابابالبابل

.: Weblog Themes By www.NazTarin.Com :.


--->