باور امپراطور |
|

باورم نمــیشه دستات ، توی دســـت من نــَـبـــاشـــَن
رو درو دیـــوار خــــونه ، گـــَردِ تنـــــهایی بــــِــپـــاشَـن
تو همونی که میگفتی توو دنیا ، هیشکی مثل من پیدا نمیـشــه
تو همونی که میگفتی قلبم ، مــــال تـــو بـــاشه واسـه همیشه
باورم نمیشه چشمات ، بـــِـره مال دیگرون شه
با غریـــبه آشنا شه ، با غـــــــریبه مهربون شه
|
|
|
امپراطور |
|

اگه آفتاب تو چــِشات خــونه کنه ، میـــتونــه خــورشــیـدو دیــوونه کـــــنه
میـــتونه توو آییـــنه ی چــِشـــمای تــو ، گـُـل شب بو موهاشو شونه کنه
میتونه ، میتونه آب بشه توو نگاه تو ، دل سنگ هر چی غصه و غمه
لحظه هام ارزونــــیه چـِشــــمای تو ، از نــگات هر چی بگم بازم کـمه
منو بارون ، تو و آفتاب ، شب و غم ، توی راه زندگی همــسفریم
نـــَـــکـــُــنـــه اســــیر تنهایی بشیم ، آســــمونیا رو از یــــاد ببریم
|
|
|
سیگار |
|

با سیگار کشیدن کسى مرد نشد
ولى
... با نامردى، خیلى ها سیگارى شدن
|
|
|
پایـــیز |
|

چه سخت است
هم پاييز باشد
هم ابـــــــــــــر باشد
هم بــــــــاران باشد
هم خيابان خيس
اما
نه تو باشي
نه دستي براي فشردن
نه پايي براي قدم زدن
و نه نگاهي براي زل زدن
|
|
|
شیطان |
|

خـــدا مــــرا از بهشــــت راند و
از زمیـــن ترســـاند
شمــا مـــرا از زمین راندید و از خـــدا ترساندید
هـــم اکنون در کنار شیـــــطان آرامیده ام
نه مـــــرا از خود می راند و نه از خود
می ترســــــاند
|
|
|
خدا |
|

قسمتی از دیالوگ ماندگار پرویز پرستویی در فیلم مارمولک
شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد
اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما باز است
و این قدر به فکر راه های دررو نباشید
خدا که متعلق به آدم های خوب نیست
خدا ، خدای آدم های خلافکار هم هست
فقط خودِ خداست که بین بندگانش فرقی نمیگذارد
او ؛ اندِ لطافت
اندِ بخشش
اندِ بیخیال شدن
و اندِ چشم پوشی و رفاقت است
|
|
|
توبه |
|

اگر شب کسی را در حال گناهی دیدی صبح آن را جایی بازگو نکن شاید سحر توبه کرده باشد
علی علیه السلام
|
|
|
انسان |
|

من عاشق اون دیالوگــــه پدرژپتو به پینوکیو هستم که میگه : پینوکیو چوبی بمون ، آدما دلشون از سنگه ، دنیاشون اصلا قشنگ نیست
|
|
|
یا مهـــــــــدی |
|

تـــــــــــو رو حتی تو رویامم ندیدم
ولی یه عمره جات خالیه پیشم،
ندیدمت چه احساس غریبی ..
ندیدمو برات دلتنگ میشم !
فقط بگو کدومــــــ هفته کدوم روز
کجا منتظر رسیدنت شمــــــــــــ
میخوام کاری بدم دست خودم که !
خودم بهونه ی اومدنت شم ..
سپردی دست کی پیراهنتو .. ؟
که یه عمره برامون نمیاره ..
چه بوی نرگسی میپیچه اینجا،
اگه این باد سرگردون بزاره !
بیا تا کفترا دورت بگردن ..
براشون هر قدم دونه بپاشم ،
چراغون میکنم پس کوچه ها رو،
شاید قسمت بشه اینجا جمعه باشی ..
فقط بگو کدومــــــ هفته کدوم روز
کجا منتظر رسیدنشمــــــــــــ
میخوام کاری بدم دست خودم که !
خودم بهونه ی اومدنت شم ..
سپردی دست کی پیراهنتو .. ؟
که یه عمره برامون نمیاره ..
چه بوی نرگسی میپیچه اینجا،
اگه این باد سرگردون بزاره !
شعر : حدیث دهقان
خواننده : علی لهراسبی
|
برچسب:یا مهدی,امام زمان,عکی,انتظار,عطر نرگس,گل زهرا,شعر,عشق,باران,بارونی, |
|
|
|
پاییــــــــــــــــــــز |
|
پاییــــــــز
ای بهار برگ ریز
ای صدای قـلب مـن
ای گلشــن آشنــایـــی
چقدر به تو وابستــه ام
در اولین شـب زمستـــان دلم برایت تنگ میشود
و
گونه هایم
خیابان نمناک یک شب پاییزیست
به یاد دارم
شب هایی را که تا سحر
در خیابان های این شهر پاییزی
در زیر بغض ابرهایت قدم بر میداشتم
و خاطرات شیرین درد را با تو تکرار میکردم
و سحر گاه،رفتگر الاف
خاطرات را جارو میکردو به جوی میسپرد
و غرش آسمانت
در هنگام آشتی دو برادر
کاش میدانستم به کجا خواهی رفت
تو بر من فریاد میزدی و من..
فقط می باریدم
تو رفتی
و من به پاس آن شب ها میبارم
پاییز لعنتی
بهانه ی شب های دلتنگی
خدافظ
|
|
|
انتظار |
|

همین عکس با طرح متفاوت
|
برچسب:انتظار,عشق,عاشق,جدایی,منتظر,قطار,والپیپر,زندگی,باران,بارانی, |
|
|
|
تنهایی |
|

کاش گرگی می آمد و دستان سفید کرده اش را نشانمان می داد
و در را برایش باز می کردیم
لعنتی ! در این خانه را گرگ ها هم نمی زنند دیگر
*******************************
گریه کن !!!!
تسکین
هر که آید گوید
گریه کن، تسکین است
گریه، آرام دل غمگین است
چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم
ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم
***********************************
کمی زود بود، ولی...
دعایت گرفت مادر بزرگ !
پیر شدم... !!
**********************************
این روزها شیرین میزنم ؛ بی آنکه پای فرهادی در میان باشد
*****************************
دلم میخواد یه نفر ازم
بپرسه که چطوری؟
بگم...خوبم
بغلم کنه و بگه دروغ بسه...
چی شده؟؟
|
|
|
عشق |
|

تو بردی... 
همه هورا کشیدند... 
حالا پایت را از روی خرده های دلم بردار...
**********************
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺕ ﺿﻌﯿﻒ
ﺑﻮﺩﻡ
ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻌﻼﻭﻩ ﺗﻮ
ﺷﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﻦ
*********************
نمیدانم !
دل من نازک است
یا چشمان تو تـــــــــــیز!
هر چه نگاه به تو می دوزم
بند دلم
پاره می شود...
********************
یادتون هست زیر گنبد کبود
دو تا عاشق بودند و کلی حسود ؟
تقصیر همون حسودا بود که الان شده یکی بود یکی نبود ...
********************
ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ!
ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺠﻨﮕﯿﻢ
***********************
بقیه جملات در ادامه مطلب...
ادامه مطلب |
|
|
نشان لیاقت عشق |
|

شبی از شبها مردی خواب عجیبی دید . او دید که در عالم رویا پا به پای خداوند روی ماسه های ساحل قدم میزند و در همان حال ، در آسمان بالای سرش ، خاطرات دوران زندگیش به صورت فیلمی در حال نمایش است .
او که محو تماشای زندگیش بود ، ناگهان متوجه شد که گاهی فقط جای پای یک نفر روی شنها دیده میشود و آن هم وقتهایی است که او دوران پر درد و رنج زندگیش را طی میکرده است.
بنابراین با ناراحتی به خدا که در کنارش راه میرفت رو کرد و گفت : پروردگارا... تو فرموده بودی که اگر گسی به تو روی آورد و تورا دوست بدارد ، در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد. پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگی ام فقط جای پای یک نفر وجود دارد، چرا مرا در لحظاتی که به تو سخت نیاز داشتم تنها گذاشتی ؟
خداوند لبخندی زد و گفت : بنده ی عزیزم من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام. زمانهایی که در رنج و سختی بودی ، من تو را روی دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی ... !
|
|
|
|
|